تبليغاتX
پرتقال مریخی

پرتقال مریخی

امتحان کنید!

گاهی وقت‌ها دوست ندارم کاری را انجام بدهم مثلاً دوست ندارم صحبت با کسی را ادامه بدهم چون حرف‌هایش برایم جالب نیست و یا گوش دادن به حرف‌هایش اتلاف وقت است
و یا دوست ندارم کاری را برای کسی انجام دهم
و یا وسایل شخصی‌ام را برای استفاده به او بدهم و
و یا دوست ندارم خوراکی را از کسی قبول کنم چون از آن خوراکی و یا از ارائه دهنده آن خوشم نمی‌آید

اما همه این کارها را برخلاف میلم انجام می‌دهم چون نمی‌خواهم طرف مقابل از طرف من ناراحت شود،برای اینکه می‌خواهم خوب و مودب به نظر برسم.

اما با این‌کار از درون احساس حماقت می‌کنم.
می‌دانم عادت غلطی است که بخواهم همه را از خودم راضی نگه دارم.
رنجش خاطر بعضی افراد کاملاً ضروری و واجب است!

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/02/27  | 

اگر نامه‌های اداری تایپ نشده باشد خواندن و کشف اینکه این کلمات کج و معوج شکل چه کلمه‌ایی است کاری وقت‌گیر و انرژی‌بر است.
 و چون تماس تلفنی با آن اداره و پرسش درباره اینکه فلان مسئول آن اداره چه در زیر نامه ما نوشته است کاری ناپسند و نشاندهنده نقطه ضعف ما در خواندن و رمزگشایی؟! دست‌خط مزبور است باید خودمان حدس بزنیم که برحسب موضوع نامه او قصد داشته از چه کلماتی در نامه خود استفاده کند!
لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/02/26  | 

با اینکه مرد هستم اما بخاطر شرایط خاص کاری‌ام و اینکه در ساعت خلوتی بعدازظهر و یا ساعت ابتدایی شب از سر کار برگردم و مجبورم سوار خودروهای شخصی برای رسیدن به منزل شوم احساس امنیت نمی کنم.
البته ریشه این ترس اتفاقی است که چند روز قبل برای یک مرد در این شهر افتاد ...(حتی برای مردها هم در این شهر کثیف امنیت نیست!)
اگر فرصت داشتم حتماْ در یک دوره دفاع شخصی شرکت می کردم اما افسوس که کار از صبح تا ساعت ۹۰۰ شب اجازه کلاس فوق برنامه را به من نمی دهد.
یک کتاب درباره دفاع شخصی خریدم اما مکاتبه‌ایی نمی‌توان فنون آنرا یاد گرفت.
لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/02/24  | 

من دوست دارم که به دیگران احترام بگذارم و دیگران هم به من احترام بگذارند.
این احترام شامل احترام کلامی و احترام به حقوق همدیگر می شود.
اما به این نتیجه رسیده ام که رفتار مودبانه با دیگران یک نقطه ضعف و راهی برای سوء استفاده دیگران حساب می شود بنابراین قصد دارم به جای رفتار مودبانه صراحت بیان بدون اهانت را در رفتارم با دیگران داشته باشم.

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/02/23  | 

تعداد ساعت کاری ام به قدری زیاد است که فرصتی برای فعالیت دیگری به جز کار ندارم یعنی در حقیقت بجز یک ساعت وقت فراغت شبانه که به دیدن تلویزیون یا کامپیوتر می‌گذرد وقت فراغت دیگری ندارم.
کار طولانی و یک رئیس که اگر ما را بیکار ببینند حاضر است گاوآهن به ما ببندد تا محوطه اداره را شخم بزنیم باعث شده است که فرصتی برای فکر کردن و زندگی کردن نداشته باشم. اصلاً برای مرگ آماده نیستم هنوز کارهای ناتمام زیادی در این دنیا دارم.
لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/02/22  | 

یکی از همکاران با هر کسی که می‌خواهد شوخی کند با مشت بازو و کمر او را مورد لطف خود قرار می‌دهد خوشبختانه هنوز با او آنقدر صمیمی نشده‌ام که بخواهد با من شوخی کند!
لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/02/21  | 

با اینکه مجرد هستم اما می‌دانم که بالاخره روزی باید ازدواج کنم چون می‌خواهم در کنار همسرم به آرامش برسم.
اما هنوز مسئله بچه‌دار شدن برایم حل نشده است!
چرا باید یک کپی دیگر از خودمان بسازیم؟
آیا با این تصمیم و در شرایط فعلی اقتصادی جامعه‌مان می‌توانم یک شرایط ایده‌آل برای زندگی و رشد او فراهم کنم و یا او باید حسرت داشته‌های دوستان همسن و سالش را بخورد و یک زندگی فقیرانه را تجربه کند؟
چرا تا یک بچه وجود نداشته باشد زن و مردی که با هم ازدواج کرده‌اند خانواده محسوب نمی‌شوند؟

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/02/20  |