رئیس وقتی می خواهد مرخصی بدهد انگار می خواهد جان به عزرائیل بدهد ۴برابر او باید کار کنیم ۲۰٪ حقوق او حقوق بگیریم و برای یک روز مرخصی هم کلی التماس کنیم؟!
ای قانون کار فراموش شده
ای رئیس ظالم
ای حقوق نامکفی برای یک زندگی مثل آدم
ای همکار مزخزف
ای ... .
با این ساعت کاری اگر بخواهم به موقع سر کار بروم و برگردم باید دور پیادهروی را خط بکشم و غیر از سه وعده غذا خوردن و خواب شبانه و یک ساعت تلویزیون هیچ کار دیگری نمیتوانم انجام دهم.
پس ورزش و تحرک تعطیل! سلام بر چاقی و به هم ریختن هیکل!
نه تسلیم نمیشم نمیخواهم مانند یک زن حامله به نظر برسم!
برنامه : کاهش شدید برنج شکر آرد نمک و اضافه کردن نرمش صبحگاهی و از هر فرصتی برای قدم زدن و ایستاده کار کردن در محیط کاری استفاده کردن.
چرا هر وقت ما آقایان میخواهیم بخندیم و خوش باشیم باید جک یا ماجرایی را تعریف کنیم که مربوط به کمر به پایین باشد؟!
همکار قبلی من که مثلاً قرار است پس از رفتن از اینجا من به جای او مشغول به کار شوم آدم عصبی است. البته کارش را انجام میدهد اما رسماً پاچه ارباب رجوع را میگیرد یعنی کلاً بدون داد و پرخاش هیچ کاری انجام نمی دهد!
قرار است مواقعی که جیم میزند و سر کار حاضر نمیشود را من گزارش نکنم و او هم در عوض کار را به من یاد بدهد!
از کلیه مرغ و خروسهای عاشق خواهش میکنم که اعمال عاشقانه خودشان را در یک مکان سرپوشیده انجام دهند. آخه تاکسی هم شد جای بغل کردن و بوسه گرفتن و ... !؟
بیفرهنگها!
با اینکه تازه آمدهام اما آمار پیشرفت کارها را من باید بنویسم. تا به حال چند نفر برایم توضیح دادهاند اما هنوز کامل متوجه نشدهام که حدود اعدادی که وارد میکنم چقدر باید باشد.
همین قدر بگویم که ۸۰٪ اعدادی که باید به عنوان آمار پیشرفت ارائه کنم دروغ است و فقط برای راضی نگه داشتن روسای رئیس بزرگ است. خلاصه اینکه ما در این خراب شده مرتب و روز به روز داریم در عین کمبود نیرو، امکانات و تخصص و ... آماری پیشرفت میکنیم و وضعیتمان بهتر میشود.
با اکثر همکاران مشکلی ندارنم اما یکی هست که بدجوری پایش را توی کفش من کرده و هم گیر میدهد و هم بد دهنی و هم تهدید. تا به حال در این رابطه به رئیس بزرگ صحبتی نکردهام اما در صورت ادامه این وضعیت باید طوری که بهانه دستاش برای تنبیه و اخراج ندهم، دماش را قیچی کنم.
خدا لعنتاش کند با این اخلاق مزخرفاش!
حرفاش هست که در آینده به خواسته خودش جابهجا شود ،خدا کند که برود و یکی بهتر از او به جایش بیاید. ۵۰۰۰ تومان نذر کردم که هر چه زودتر برود.
یکی دیگرشان هم هست که بسیار مغرور است و انگار آسمان باز شده و این آقا تلپ افتاده پایین! اما لااقل بددهان نیست!
با روزی ۱۱-۱۰ ساعت کار، دادن یک استکان چایی و دو تکه بیسکویت، انتظار زیادی است؟ چرا هیچ استراحتی بین کار به ما نمیدهند؟
