تبليغاتX
تنقلات ذهنی

تنقلات ذهنی

چون مسیر ادراه تا خانه برای عده‌ایی از کارمندان دور است بنابراین صبحانه را در منزل نمی‌خورند به خصوص مجردها که حس بیدار شدن در صبح زود و درست کردن صبحانه برای خودشان را ندارند.
بنابراین اداره به اندازه ۲۵٪ نفرات صبحانه بدون چایی می‌دهد اما ۹۰٪ نفرات با حمله به محل صبحانه نشان می‌دهند که تا چه اندازه از مشکل سوء تغذیه رنج می‌برند و چه اندازه بافرهنگ هستند!؟

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/31  | 

یک از ارباب رجوع‌ها که مقیم یکی از کشورهای خارجی است - بنا بر اطلاعات پاسپورت‌اش- برای انجام کارش پیش من آمد اما با دیدن صف طولانی و اینکه باید ته صف می‌ایستاد داد و قال راه انداخت. البته ایشان نه تنها مفهوم صف و به خصوص ته آنرا متوجه نمی‌شد بلکه مفهوم روند قانونی انجام کار را نمی‌فهمید.
چون مورد پرونده‌اش مشکوک بود بردم‌اش پیش رئیس بزرگ تا دستور انجام کارش را از او بگیرم که آنجا هم رئیس بزرگ همان حرفی را زد که من به او زدم.
در نهایت کارش با تاخیر انجام شد اما وقتی کارش به اتمام رسید گفت که خوشحال است که اینجا زندگی نمی‌کند!
من هم خوشحالم که آدم‌هایی اینچنینی اینجا زندگی نمی‌کنند!

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/30  | 

یکی از همکاران که مهر مهمی را در کشو نگه می‌داشت به مرخصی رفته است و یادش رفته بود که آن مهر پرکاربرد را به من بدهد بنابراین یکی از همکاران بلند مرتبه قفل کشواش را ناکار کرد و مهر را به من داد تا کار مردم معطل نماند.

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/30  | 

پروندهای قدیمی را نابود می‌کنیم اما بعضی از همکاران شماره تلفن خانم‌های خوش‌چهره را یادداشت می‌کنند تا بعداً تماس بگیرند!
نمی‌دانم چطوری این مورد را به رئیس گزارش کنم که پس از اخذ شدن حالشان، از انتقام جویی دور بمانم.

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/29  | 

وقتی خبر مهمترین حوادثی که در کشور می‌افتد را تلویزیون و رادیو نادیده می‌گیرند و کم اهمیت‌ترین خبرها از کشورهای دیگر را در پربیننده‌ترین ساعات پخش می‌کنند چه باید گفت؟
یعنی روزی می‌رسد که ما رادیو و تلویزیون مستقل داخلی داشته باشیم؟ عمراً فعلاً!
جالب این جاست که کشورهایی مثل افغانستان و پاکستان تلویزیون خصوصی (غیر دولتی) دارند اما ما نداریم!

یاد سایت "بازتاب" گرامی باد که با اطلاع رسانی به موقع و خبرهای دسته اول خودش یک پدیده در سایت های خبری فارسی بود و هیچ سایت خبری نتوانسته جای خالی آنرا پر کند.

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/28  | 

ایراد و مچ گیری بعنوان یک حربه برای اعمال قدرت و اینکه من بعنوان رئیس بهتر و بیشتر از تو کارمند دون پایه می‌فهم استفاده می‌شود. یعنی وقتی کار خوب هم انجام شده روسا به جای تشکر و چشم پوشی از خطاهای کوچک، سعی می‌کنند با بزرگ جلوه دادن آن خطاهای کوچک، کارمان را ناقص و کم ارزش جلوه دهند تا به او بدهکار باشیم و نه طلبکار برای تشویق.
من باور دارم که حتی انجام کار به صورت عالی هم بی نقص نیست.ولی بالادستی ها معتقدند انجام کار بصورت بی نقص وظیفه کارمند است و در غیر اینصورت تهدید و ارعاب و تحقیر و توبیخ و ... در انتظار آن کارمند بدبخت خواهد بود.

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/27  | 

مدت‌هاست که زندگی نکرده‌ام و فقط به آن فکر کرده ام.
حتی وقتی غذا می خورم کمتر طعم لقمه‌ها را حس می‌کنم و فقط بعد از تمام کردن غذا، احساس سیری و سنگینی می‌کنم.
چقدر کم از خیس شدن و راه رفتن زیر بارون و نفس عمیق کشیدن در آن لحظات لذت برده‌ام.
چقدر کم از شادی های کوچک زندگی لذت برده‌ام.
چقدر حسرت در دلم هست...

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/26  | 

یکی از همکاران در ازای رفع مشکل کاری دیگران از آن‌ها می‌پرسد که شغل‌شان چیست و در کجا کار می‌کنند و شماره و آدرس محل کار از آنها می‌گیرد تا بتواند از آنها برای رفع مشکلات شخصی خودش و فامیل‌اش استفاده کند!
نمی‌دانم به رئیس بزرگ بگویم یا نه!؟ اگر بگویم ممکن است به طرف بگوید که من آمارش را داده‌ام و اگر نگویم حق دیگران پایمال می‌شود که برای انجام کارشان باید به این آقا باج بدهند!

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/25  | 

در ۹۹٪ موارد دیگرانی که می‌خواهند برایشان پارتی بازی کنند در اصل تسریع در انجام کار نمی‌خواهند و می‌خواهند مشکل‌شان را غیرقانونی حل کنم.
یکی از کسانی که فکر می‌کردم دوستم است چند پرونده برایم آورد که بررسی کنم ولی اصل مدارک همراه‌اش نبود من هم روی حساب همکار بودن و دوستی با طرف اصل مدارک را از او نخواستم و مورد پرونده‌ها را حل کردم اما بعداً فهمیدم که کپی‌ها جعلی است.
امیدوارم که گند کار در نیاید که توبیخ و شاید اخراج به دنبال داشته باشد بخاطر اینکه کسی باور نمی‌کند که من به خاطر اعتماد احمقانه به این همکارنما و رفیق نما این کار را کردم.
برچسب و تهمت زدن به دیگران که پول و رشوه گرفته است هم که راحت است!

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/24  | 

سئوال سختی است!
حقوقم باید آنقدر باشد که بتوانم یک زندگی سه نفر را اداره کنم و کمی هم برای روز مبادا پس انداز کنم. حدود ۶۰۰ هزار تومان در ماه برای اداره معمولی یک زندگی سه نفره در شهر کافیه.البته باید سالی ۲۰٪ هم این مقدار سالانه افزایش داشته باشد تا بتواند تورم سالانه را جبران کند.

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/23  | 

تحصیلات ناموفق
کار نامطلوب
آینده نامعلوم
شرایط اقتصادی افتضاح

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/23  | 

هر چه رفتارم با بقیه بیشتر خشک و طلبکارانه باشه کمتر به من گیر میدهند.
اگر غرغر و شکایت نکنم همکاران و روساء فکر می‌کنند همه چیز بر وفق مراد است.

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/22  |