تبليغاتX
تنقلات ذهنی - ایرانی خارجی

تنقلات ذهنی

یک از ارباب رجوع‌ها که مقیم یکی از کشورهای خارجی است - بنا بر اطلاعات پاسپورت‌اش- برای انجام کارش پیش من آمد اما با دیدن صف طولانی و اینکه باید ته صف می‌ایستاد داد و قال راه انداخت. البته ایشان نه تنها مفهوم صف و به خصوص ته آنرا متوجه نمی‌شد بلکه مفهوم روند قانونی انجام کار را نمی‌فهمید.
چون مورد پرونده‌اش مشکوک بود بردم‌اش پیش رئیس بزرگ تا دستور انجام کارش را از او بگیرم که آنجا هم رئیس بزرگ همان حرفی را زد که من به او زدم.
در نهایت کارش با تاخیر انجام شد اما وقتی کارش به اتمام رسید گفت که خوشحال است که اینجا زندگی نمی‌کند!
من هم خوشحالم که آدم‌هایی اینچنینی اینجا زندگی نمی‌کنند!

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/01/30  |