تبليغاتX
تنقلات ذهنی - چتر قانونی

تنقلات ذهنی

فکر کردم که یک کارمند جزء می‌تواند جلوی کار خلاف یکی از همکاران ارشد را بگیرد. اگر چه طرف ضایع شد اما فردای عصر آنروز یک برچسب و پاپوش برایم ساخته شد.
تهمت رشوه گیری.
به شدت از لحاظ روانی تحت فشارم بودم اگر چه خدا رحم کرد و کار به جای باریک نکشید اما من یاد گرفتم که پایم را از گلیم‌ام درازتر نکنم، چشم ‌ام و گوشم و زبان‌ام را بر روی بعضی مسائل ببندم .

آرمان گرا بودن و بعضی کلمات و شعارها به درد زندگی واقعی نمی‌خورد. 
من کمتر احساس می‌کنم که اگر حقی از من ضایع شود قانون بتواند آنرا اعاده کند.

لینک این مطلب تاریخ نگارش 87/02/06  |