امروز در خارج از وقت اداری یک مرد حدوداً 35 ساله به سراغم آمد چند بار دیگر هم در مسیر اداره دیده بودماش از لباسهایش مشخص بود که وضع مالی جالبی ندارد. از من راهنمایی میخواست تا مشکل خاصی که در زندگیاش بوجود آمده است را از طریق یکی از ادارات که رابطه نزدیکی با اداره ما دارد حل کند.
برای توضیح مشکلاش شروع کرد به تعریف مشکلات زندگیاش اینکه زناش طلاق گرفته و همسر کسی شده که از او خیلی بزرگتر است (جای پدربزرگش است) اینکه نامادری یکی از بچههایش را شکنجه کرده است اینکه نامادری چند ماه است نمیگذارد فرزندهایش را ببیند.اینکه یکی از پچههایش تالاسمی دارد اینکه یکی از بچههایش توسط یک توزیع کننده مواد مخدر معتاد شده و به هر فسادی برای تهیه مواد تن داده است.
به او گفتم که برای حل مشکلاش باید با چه کسی صحبت کند و چطور صحبت کند تا کارش را پیگیری کنند. برای او و خانوادهاش و خودم و جامعهایی که در آن زندگی میکنم متاسفم که اجازه میدهد فقر مالی و فرهنگی زندگی شهروندانش را نابود کند!
